
من از تو دست کشیدم فقط برای تو...
الان که این نوشته را میخوانی من از تو خیلی دورم دورتر ازآنچه که فکرش را میکنی...
مرا ببخش به خاطر دلتنگیم...
مرا ببخش به خاطر نفس هایم که بی تو میکشم...
مراببخش که تورا دوست دارم...
می دانم الان دست هایت در دستان دیگریست...
میدانم الان تو مال من نیستی و نخواهی بود...
من از تو دلگیر نیستم فقط دلم برای نگاه پرمهرت تنگ شده...
بغض گلویم را می فشارد...
اشکانم جاری شده...
صدای هق هقم سکوتم را در هم شکسته...
حالا جز درد دوریت مرا چیزی نمی رنجاند...
تو از من دست کشیدی به خاطر دیگری...
من از تو دست میکشم به خاطر خودت چون میدانم بی من خوشی وتو ندانستی بی تو خواهم مرد...
عشق من تورا صادقانه دوست دارم...
حالا که این نوشته را میخوانی من جایی دورتر از تصورت درآسمان ها سرگردانم...
جز تن خسته و داغونم چیزی نمانده زیر خاک...
من از تو دست کشیدم فقط برای تو...
نظرات شما عزیزان:
|