◄╫ عشقي نا فرجام ╫►

گيسوی سياهت چه شب بی سحری بود … چشم تو عجب قاصدک بد خبری بود ... گفتم که به عشق تو شوم زنده دريغا … تابوت مرا عشق تو ميخ دگری بود…

منوي اصلي

آرشيو مطالب

لينکستان

ساعت

امکانات


صفحه قبل 1 ... 14 15 16 17 18 ... 39 صفحه بعد

◄╫ دلم گرفت از آسمون ..!!!╫►

از من بگریزید که می خورده ام امروز
با من منشینید که دیوانه ام امشب
ترسم که سر کوی تو را سیل بگیرد
ای بیخبر از گریه ی مستانه ام امشب
یک جرعه ی آن مست کند هر دو جهان را
چیزی که لبت ریخت به پیمانه ام امشب
بی حاصلم از عمر گرانمایه فروغی
گر جان نرود در پی جانانه ام امشب

 


 

 

نويسنده: ◄╫ peyman mofeidfar ╫► تاريخ: پنج شنبه 11 آبان 1391برچسب:, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

صفحه قبل 1 ... 14 15 16 17 18 ... 39 صفحه بعد

◄╫ وقتی که نیستی هم جمعمان جمع است ..!!!╫►

گاهی دست خودم را میگيرم، می برم هوا خوری
ياد تو هم که همه جا با من است
تنهايی هم که پا به پايم، می دود
مي بينی؟!

وقتی که نيستی
هم، جمعمان جمع است

 

 

 

نويسنده: ◄╫ peyman mofeidfar ╫► تاريخ: پنج شنبه 11 آبان 1391برچسب:, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

صفحه قبل 1 ... 14 15 16 17 18 ... 39 صفحه بعد

◄╫ خدایا امشب این می را حلالم کن ..!!!╫►

خرابيم و خراباتيم همه شب زنده دار امشب
همه عاشق همه مجنون به مستی بی قرار امشب
بيا ای سوت دل ساقی به مستی بی ملالم کن
خدايا امشب اين می را حلالم کن حلالم کن
بيادش باده می نوشم که با دردش هم آغوشم
به يک جرعه به صد جرعه نشد دردش فراموشم
بگو ای مهربون ساقی به اون نامهربون يارم
به حق حرمت مستی بياد امشب به ديدارم

برای خواندن متن به -ادامه مطلب - بروید .


ادامه مطلب
نويسنده: ◄╫ peyman mofeidfar ╫► تاريخ: پنج شنبه 11 آبان 1391برچسب:, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

صفحه قبل 1 ... 14 15 16 17 18 ... 39 صفحه بعد

◄╫ فکرش را هم نمیکردم روزی سیگار بکشم ..!!!╫►

فکرش را هم نمیکردم
روزی
سیگار بکشم
حالا… سالهاست که
سیگار مرا میکشد
چای… مرا میریزد
آینه… سراغ دندان هایم را میگیرد
حال ریه ام را می پرسد
من…
به ناچار با موهایم ور میروم…

نويسنده: ◄╫ peyman mofeidfar ╫► تاريخ: پنج شنبه 11 آبان 1391برچسب:, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

صفحه قبل 1 ... 14 15 16 17 18 ... 39 صفحه بعد

◄╫ من موندم با تنهایی و گریه و بیداری ..!!!╫►

هنوز داغم نمیفهمم دوباره پشت پا خوردم
بهم میگفت دوسم داره، گذاشت و رفت و جا خوردم
مثل یه آدم گیجم، به یه نقطه شدم خیره
ازم دلخور نبود اما، چرا
نگفت داره میره
چقدر ساکت
برید از من، ندیدم که معطل شه
معمای عجیبی بود، چقدر خوبه اگه حل شه
نه
اشکش رو در آوردم، نه از عشقم فراری بود
یعنی هر چی بهم میگفت، تمومش سر کاری بود
نمیدونم با کی رفته، شاید
تنها سفر کرده
هنوز هیچ چیزی معلموم نیست، شاید
دوباره برگرده
حالا موندم با
تنهایی، شبا گریه و بیداری
فقط یک گوشه میشینم ندارم حس هیچ کاری

نويسنده: ◄╫ peyman mofeidfar ╫► تاريخ: چهار شنبه 11 آبان 1391برچسب:, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

صفحه قبل 1 ... 14 15 16 17 18 ... 39 صفحه بعد

◄╫ عشق با ما کردی اما زندگی با ديگری ..!!!╫►


 

عشق با ما کردی اما زندگی با ديگری
تا به حالا نوبت ما بود و حالا ديگری
گفته بودی که مرا وقت سفر بايد شناخت
عاقبت بار سفر بستی ولی با ديگری
هر نگاهت صد غزل در دفترم آواره کرد
با که حالا سر بگيرند اين غزل ها؟ديگری؟
رسم دنيا بر همين بوده
که عمری باغبان
پای گل می بارد و می چيند آن را ديگری
من که نفرينت نکردم.روزی اما ميدهد
پاسخ کار تو را حالا خدا يا ديگری

 

نويسنده: ◄╫ peyman mofeidfar ╫► تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1391برچسب:, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

صفحه قبل 1 ... 14 15 16 17 18 ... 39 صفحه بعد

◄╫ ایستگاه قطار ..!!!╫►

 

قطار می رود… تو می روی… تمام ایستگاه می رود…
و
من چقدر ساده ام که سالهای سال، در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام!


نويسنده: ◄╫ peyman mofeidfar ╫► تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1391برچسب:, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

صفحه قبل 1 ... 14 15 16 17 18 ... 39 صفحه بعد

◄╫ تا آخر عمرت مدیونی ..!!!╫►

آهای… با توام!
تا آخر عمرت مديونی!
به کسی که باعث شدی بعد از تو ديگه
عاشق هيچکس نشه!
ميفهمی…؟

 

نويسنده: ◄╫ peyman mofeidfar ╫► تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1391برچسب:, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

صفحه قبل 1 ... 14 15 16 17 18 ... 39 صفحه بعد

◄╫ دلم، از دست من خسته است ..!!!╫►

برای دلم، گاهی مادری مهربان ميشوم، دست نوازش بر سرش ميکشم مي گويم :«غصه نخور…»، ميگذرد
برای
دلم، گاهی پدر ميشوم، خشمگين ميگويم: «بس کن ديگر بزرگ شدی…»
گاهی هم
دوستی ميشوم مهربان، دستش را ميگيرم ميبرمش به باغ رويا
دلم، از دست من خسته است

 

نويسنده: ◄╫ peyman mofeidfar ╫► تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1391برچسب:, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

صفحه قبل 1 ... 14 15 16 17 18 ... 39 صفحه بعد

◄╫ متنفـــــرم از انســـآن ـهـــآیـی کــهـ ..!!!╫►

متنفـــــرم از انســـآن ـهـــآیـی کــهـ دیـــوآر بلنـــــدت رـآ مــی بیننــــد

وَلــــی بــهـ دُنبـــآل همــآن آجــُر لَق دیـــوآرت هستـــن کـهـ ...

تــو رـآ انـــکـآر کننــــد

وَ از رویَتـــ رد شـــــوند...!

نويسنده: ◄╫ peyman mofeidfar ╫► تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1391برچسب:, موضوع: <-CategoryName-> لينک به اين مطلب

درباره وبلاگ

چي بگم به عشقم ؟!! به عشقي كه من عشقش نيستم !! به عشقي كه نميدونه عشق چيه!! به عشقي كه عاشقي رو به مسخره ميگيره !! به عشقي كه ميگه عاشق ها ديوانه اند !! اري ديوانه ام !! اگه ديوانه نبودم عاشق كسي كه عاشقم نيست نمي ماندم !!!! به وبلاگ من خوش امديد نظر يادتون نره دوستان...

نويسندگان

لينکهاي روزانه

جستجوي مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to asmanekaghazi.LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.Com