
به اسمون كه نگاه ميكنم حس ميكنم ديگه تنها نيستم به خصوص وقتي
كه ماه نيمه اس
ته قلبم احساس خوبي دارم چون ماه هميشه تو اسمون تنهاست.
ميفهمه تنهايي يعني چي
ماه امشب اومده تو حوض. چه رنگ سرخي پيدا كرده.
هيچوقت به اين سرخي نبوده
لابد ماه هم از بس گريه كرده چشماش قرمز شده.
بهش ميگم عجب غمخواري هستي
كه بيشتر از من احتياج به همدردي داري- ميخنده و ميگه:
اقلا من توي اسمون اگه تنهام
اگه بي كسم اگه غريبم فضاي بازي دارم براي نفس كشيدن.
نه مثل تو كه نفست از وابستگيها
اونقد تنگه كه من مجبورم هواي لبريز وجودمو به تو بدم تا ميون اين
آدما با اين همه تنهايي
خفه نشي .
نظرات شما عزیزان:
|