
دلم به بهانه نديدنت گريست
بگذار بگريد تابداند هرچه را ميخواهد هميشه نيست
وقتي اشكهايم برروي زمين ريخت
تو هرگز نديدي چگونه ميگريم تودلم رابا بي كسي تنها گذاشتي
وچشمانم به انتظار نگاهت گريان
نظرات شما عزیزان:
ژیلا 
ساعت13:05---28 آبان 1391
دیگه به آینهها هم اعتماد ندارم؛ کلاهی که سرم گذاشتی رو نشون نمیدن
|