
با د لی که تنگ توست روی تاب خیالم می نشینم
تاب می خورم تو هی ، هلم می دهی ...
به او ج می رسم باورم شده د نیایم تویی و منم دنیا یت
باورم شده د نیایم تویی و منم دنیا یت
چشم بسته به سوی تو می پرم . . .
من دره ی عمیق فا صله را نمی بینم
نظرات شما عزیزان:
ژیلا 
ساعت23:50---5 دی 1391
ین که نامش زندگیست من را کشت!
مانده ام آنکه نامش مرگ است با من چه میکند؟
ژیلا 
ساعت23:46---5 دی 1391
ین که نامش زندگیست من را کشت!
مانده ام آنکه نامش مرگ است با من چه میکند؟
ژیلا 
ساعت23:44---5 دی 1391
سلام دوست خوبم شرمنده این چندروزنبودم
به نتدسترسی نداشتم
به هرحال ببخشی دیرشد
|