
در جزیره تنهایی خودم
به سکوت عاشقانه ای عادت داشتم
که قایق عشق تو آمد
ومرا
به دریای بیکران نگاهت برد ...
وحالا مدتی است که سرگردان امواج بی قرار نگاهتم
پس کی مرا به ساحل آرام چشمانت می رسانی
اینجا هوای حوصله شرجی است
بی تو نفسهایم به شماره افتاده است
مرا دریاب ...
نظرات شما عزیزان:
|