
در طلب عشق توهستی خود باختم
بی سر و جان گشتم و سوی جنون تاختم
دل به تو کرد اقتدا عشق تو از من جدا
معنی عشق و جفا من به تو بشناختم
روز و شبم فکر تو بر لب من ذکر تو
عشق دگر جز تو را از سرم انداختم
هر غزلی گفته ام یاد تو من بوده ام
روی تو را کعبه و قبله ی خود ساختم
تا به ابد حک شده بر دل من نقش تو
چون که ز روز ازل من به تو دل باختم
عشق تو (( پيمان)) را از پی خود می برد
بیرق مهر تو را در دلم افراختم
نظرات شما عزیزان:
|